محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

16

كتاب الجغرافية ( فارسى )

اطلاعات افسانه‌اى كه در كتابش آمده ، همان‌هايى است كه در كتاب عجائب البلدان كلبى و كتاب عجائب البلدان ابن جزّار آمده است و گاهى اين انگيزه را در انسان تقويت مىكند ، شايد زهرى مطالب كتاب آن‌ها را عينا نقل كرده است . در اين‌جا بايد گفت كه اطلاعات دربارهء خود زهرى كم است و نمىدانيم كه وى رحاله يا جهانگرد بوده يا خير ، چون از بعضى اماكن چنان وصف مىكند كه گويى خود او در آن‌جا حاضر و ناظر بوده است و گاهى از بعضى محل‌ها چنان اطلاعات دقيق مىدهد كه به نظر مىرسد آن‌ها را ديده است . به هر صورت كتاب او شامل دو دسته مطالب كاملا جدا از هم مىباشد . دسته اول مطالبى است كه زهرى دربارهء تقسيمات سرزمين‌هاى اسلامى و شهرها و اماكن مشرق زمين داده ، كه در لابه‌لاى آن‌ها مطالب بكر و دست اولى ديده مىشود كه احتمالا زهرى آن‌ها را از جغرافيادانانى چون جاحظ ، ابو عبد اللّه جيهانى ، ابن فقيه ، ابن رسته گرفته است . آن‌چه كه در اين قسمت از كتاب ، مهم است اطلاعاتى درباره داد و ستد و بازرگانى و اجناس ممالك شرقى يعنى دست‌بافت‌ها ، پارچه‌ها و بعضى محصولات كشاورزى است كه در دنياى قديم معروفيت داشته و به نام اماكن محل توليد آن‌ها مشهور بوده است . روى هم رفته آن‌چه در كتاب زهرى گرد آمده محصول دورانى است كه علوم عقلى و بيگانه در حال انقراض بوده و اين برهه از زمان را كه زهرى در آن زندگى كرده ، دوران انحطاط علوم عقلى يا بيگانه نام‌گذارى كرده‌اند . جاى بسى خوشحالى است كه به اين دوران كه نشانه‌اى از درخشش علوم عقلى نيست و آن‌چه هم كه باقى مانده ؛ در حال كهنگى و نابودى بوده است ، در آن طرف دنياى اسلام ( يعنى در مغرب و اندلس ) جغرافيادانى گمنام سعى در زنده نگه داشتن ميراث جغرافيايى اسلام داشته است . اگر گاهى هم نقص يا نارسايى در بعضى مطالب و تقسيمات كتاب وى ديده مىشود ، معلول دست نداشتن به كتب جغرافيا و اسناد مهم جغرافيايى در آن سوى دنياى اسلام بوده است . به‌هرحال اين جغرافيادان سخت كوش تا جايى كه توان دسترسى به